السيد محمد حسين الطهراني

167

نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)

دخترى زائيده است ؛ از شدّت غيظ و غضب ، چهره‌اش سياه مىشد . و از بدى اين بشارت و نگرانى اين خبر ، از ميان قوم خودش متوارى مىشد ؛ و در انديشه مىرفت كه با اين دختر چكند ؟ آيا با قبول پستى و ذلّت و خوارى او را نگهدارى كند ؛ و يا آنكه او را در زير خاك پنهان نمايد ؟ آگاه باش ؛ كه بد حكمى است كه آنها مىنمودند . ) و مراد از خطاب و مؤاخذه از اين عمل در گفتار خداوند : وَ إِذَا الْمَوْؤُدَةُ سُئِلَتْ بِأَيِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ پدر اين دختر است كه : اين جنايت را بر وى نموده است ؛ و او بايد از عهدهء محاكمه برآيد ؛ و انتقام يابد . و ليكن مورد پرسش و بازپرس را در اين آيه ، خود موءودة خوانده است ؛ تا با نوعى از كنايه و تعريض و توبيخ ، سبب كشتن او را دريابد ؛ و قاتل را توبيخ كند ؛ و اين نوع از گفتار توطئه و مقدّمه‌اى باشد كه : خداوند از وى بپرسد كه : إنصاف بده كه قاتل تو كه پدر تست ، دربارهء تو چه جرمى و خيانتى را مرتكب شده است ؟ « 1 » بارى آنچه اينك مشروحا بيان شد ، مسئله كشتن أولاد بود ؛ كه از گناهان كبيره غير قابل عفو به شمار آمده است . و علاوه ، مادر و يا پدر كه متصدّى قتل أولاد خود مىشوند ؛ بايد ديه ( پول خون ) آن را نيز بپردازند ؛ و ديهء پسر يك هزار دينار شرعى طلا ؛ و ديهء دختر نصف آن معيّن شده است . اين پرداخت ديه از طرف پدر و مادر در صورتى است كه : جنايت عمدى باشد ؛ كه به غير از قاتل به ساير ورّاث الأقرب فالأقرب بنحو إرث مىرسد . اگر قاتل خصوص پدر باشد ، تمام ديه به مادر مىرسد ؛ و پدر را به جرم قتل پسر نمىكشند و فقطّ ديه مىگيرند ؛ مگر آنكه مادر از تمام ديه ، و يا از برخى از آن گذشت نمايد ، كه در اين فرض بر عهدهء پدر چيزى نيست ؛ و اگر قاتل خصوص مادر باشد ، اگر پدر به غير قصاص راضى نشد ؛ مادر را به جرم قتل فرزند خود ، خواه پسر باشد ، و خواه

--> ( 1 ) الميزان ، ج 20 ، ص 323 .